من هيچ وقت فكر مي كردم تا بحال، و ستارگان در آسمان خواهد شد اجازه بدهید من ناراحت بشم.
از بین برود در سکوت از شهر، اولین بار است که من احساس میکنم خسته ام. با نگاه به پشت سر در طول چند سال نه تنها در زمان خودشان را دارند و مصرف بيش از حد پول هدر رفته، و بيش از حد از جواني من، زمان، و حق زندگی بی معنی است، ولی حالا واقعا چه می خواهند.
من نمى خواهم اين را انكار ناپذير، من نمی خواهم ببینم شما برای اين سوء تفاهم، زباني و فرصت مناسبي براي اثبات چه چیزی و چه بيشتر است، نمى خواهند به عقب برگشته به زندگی در گذشته بود.
حالا، من تصميم گرفته ام به طور كامل، رؤيا نيست. شايد هم، من این را نمی خواهد، باز خواهد شد و شايد هم من از اين پس از آنکه شريکی داشته باشد با خواندن نام فرزندي از دينداري.
正在翻譯中..
